تبليغاتX
نقد همشهری جوان


روایت شده است که شیخ ما ، و  مولای ما _ارواحه له الفداء_ روزی در جمع مریدان همی بنشسته بود ، مردی در میان مریدان بودی که او را رشید حاجی گفتندی و صاحب طبع بود و از اعوان روزگار !
روزی شیخ را در حالت تفکر یافتند ، رشید حاجی از وی علت را پرسید،شیخنا فرمودند:
و از عجایب روزگار مستقبل ، نشریه ای است من باب شباب !
رشید حاجی انگشت در دهان کرده و  پرسیدی:
این نشریه دیگر چیست ؟ که شبانش خوانند ؟
شیخ فرمودی: و آن نشریه ای است که رویداد دارد ، استادان نمک ریزی که به خودشان هم رحم نمیکنند ، احسانهایش دیگر از حد شمارش خارج شده اند و قدرت را قبضه کردندی ،این نشریه گزارش دارد و آن هم گزارش های ویژه !!!!
رشید حاجی مانند احمقان و نادانان اینبار چیزی نفهمید ، اما یکی دیگر از مریدان از وی پرسیدی :
شیخ گزارش دیگر چیست ؟
و او پاسخ دادی:
گزارش چیزی در مایه های کتیبه ای است که حاوی مطالبی است جذاب ، که بیشتر من باب برنایان است و مصائباشان!
آن یکی در حالت تمسخر از استاد پرسیدی :استاد مگر برنایان هم مصائبی دارند ؟
شیخ با یک نگاه اندر سفیه فرمودی:
در آن زمانه ، نسل اول  و دوم و سوم و چهارم و قذ علی هذا ..... خواهند بودی ، که هیچ کدام همدیگر را قبول نداشتندی ، و چوب در لانه ی یکدیگر کردندی ، سعید بی نیاز نامی که همانند نامش از تمجید و دعای من بی نیاز است  جنگی به راه خواهد انداخت که باعث خنده ی عده ای قلیل میشود .
از عجایب آن نشریه این است که هر هفته یک مهمان دارد ، و یادداشت هم دارد ،که هر که آن یادداشتها را نخواند و بمیرد کانه مثل این است که ناکام از دنیا رفته است .
در آن زمانه چون چاپارهایشان همگی تنپرور هستند ، به هیچ کدام از بلاد دیگر سر وقت نشریه ای نخواهد رسید ، و آن نشریه ی ذکر شده سایتی ندارد ، و وبلاگ هواداران دارد ، که عده ای نشسته اند و دور هم خوش میگذرانند و آن وبلاگ عجب جای نکویی است ،ابوالفضل نامی اداره اش میکند ، که
سلام و رحمت خاصه ی من شامل حالش بادا!
یکی دیگر از مریدان من باب قیمت آن نشریه ی کذایی پرسید ، شیخ فرمودی:
و چون آن نشریه ، نشریه ای است منتسب به داروغه ی شهر ، پس قیمتش قلیل بودی ، و 300 تومان در آن دوره پولی به حساب نیامدی ، و همه ی برنایان از ابوی محترم آن 300 تومان را تلکه کرده و مجله را خریدندی !
و از عجایب آن نشریه طرح روی جلدش است ، که دوست محمدی نامی همه را به حیرت فرو میبرد آن هم چه حیرتی !
شیخ اینها را که گفت آهی از ته دل کشید !

شاگردان علت این آه را پرسیدند ، شیخنا فرمودند :
در آن روزگار کار به جایی خواهد رسید که اگر آب بخوری از تو پرسندکه آب را با دست چپ نوشیدی یا دست راست ؟ هر جوابی دهد بر سرت میکوبند ، و به همین علت  این نشریه را لای باقالی ها میفرستند .

نقل است چون سخنان شیخ بدینجا  رسید ، جمله مریدان بدین سخن ها جامه ها بدریدند و نعره ها بزدند و از هوش برفتند.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 11:32 توسط مهدی صالح پور |



به نظر من این نقد بر کلیت مجله همشهری جوان وارد است ، بازهم تاکید می کنم، اگر انتقاد به برخی از افراد و عملکردها منطقی و با دلایل قانع کننده باشد ، هیچ کس ایراد نمی گیرد.

یکی از نقاط قوت همشهری جوان پرونده ها و موضوعات ویژه است.

موضوعاتی که در این مدت انتخاب شده اند ، بسیار شجاعانه بوده است که البته در بیشتر پرونده ها به مسائل اجتماعی پرداخته شده است.

مسائلی نظیر بحث ازدواج موقت ، اموزش مسائل جنسی ، عشقهای امروزی ، تحلیل روابط دختر و پسر و موضوعاتی از این قبیل که نفس پرداختن به انها و به سراغ این موضوعات رفتن قابل تقدیر است.

مخصوصا اخرین موضوعی که کار شد ، یعنی عشقهای امروزی واقعا عالی بود. موضوع بخوبی انتخاب شد و به شکلی شجاعانه به ان پرداخته شد که حتی اگر کسی خواننده ثابت مجله هم نباشد از این قبیل موضوعات استقبال می کند و تا اخر انرا دنبال خواهد کرد.

از عکس العمل خوانندگان در قبال موضوعات ویژه  – چه موافق و چه مخالف – نیز می شود به میزان تاثیر گذاری مطلب پی برد.

از قسمتهای دیگر مجله که به خوبی جا افتاده است و همیشه توسط خوانندگان دنبال می شود ، صفحه روزها است.

بسیاری از مجلات و هفته نامه ها صفحه ایی مشابه به صفحه روزها دارند ، ولی در سطح بسیار محدود تر از همشهری جوان.

مخصوصا هر هفته انتخاب یک موضوع مهتر و پرداختن بصورت کامل به ان موضوع از قسمتهای منحصر به فرد همشهری جوان است.

بعضی شماره ها که انصافا صفحه روزها سنگ تمام می گذارد ، اخرین اش همین مطلبی که در مورد امام موسی صدر کار شده بود، واقعا عالی بود.

ولی انتقادی که به صفحه روزها وارد است  اینکه در مورد بسیاری از شخصیتها ی تاثیر گذار و اتفاقات بسیار مهم در تاریخ معاصر ایران تاکنون هیچ مطلبی ذکر نشده است.

به عنوان مثال در مورد "صادق هدایت" من تاکنون مطلبی در صفحه روزها و دیگر بخشهای مجله ندیده ام.

در مورد اینکه هدایت یکی از نویسندگان بزرگ و تاثیرگذار تاریخ ادبیات ایران بود و نقش بسیار مهمی در ادبیات ایران گذاشت و "بوف کور" او را بعنوان بهترین اثر ادبیات ایران می شناسند، هیچ بحثی نیست.

ولی ایا تاکنون در صفحه روزها مطلبی درمورد صادق هدایت نوشته شده است؟

یا اینکه تاکنون مطلبی در مورد " دکتر محمد مصدق" نوشته شده است و به این شخصیت تاثیرگذار تاریخ ایران پرداخته شده است؟

بهتر است در صفحه روزها و سایر بخشهای مجله ، به جای پرداختن به موضوعات و شخصیتهایی که هر ساله در مورد انها مطلب نوشته می ود و چندین و چند بار ان هم بصورت کاملا مفصل به انها پرداخته می شود ، به مسائلی که تاکنون به انها بی توجهی شده است نیز پرداخته شود.

من قصد نداشتم به تحلیل قسمتهای مختلف مجله بپردازم ولی ظاهرا این اتفاق افتاد.

البته به بخشها و قسمتهای دیگر مجله نیز می شود پرداخت ، ولی 500 کلمه من روبه اتمام است!

و نهایتا اینکه برای خوانندگان ثابت و قدیمی مجله افت بعضی قسمتها بسیار ازار دهنده و نگران کننده است ، همان طور که در ابتدا اشاره کردم استفاد از نویسندگان جدید در مجله اتفاق بسیار خوبی است ولی اگر نویسندگان قدیمی مجله ننویسند یا کمتر بنویسند ، شاهد افت مطالب خواهیم بود.

در پایان از زحمات تمامی دست اندرکاران و نویسندگان مجله همشهری جوان تقدیر و تشکر می کنم.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:55 توسط هادی نجاتی |



بعضی وقتها احساس می شود یک موضوع خیلی مهم در صفحه موفقیت که می تواند در دوشماره یا حتی بیشتر کار شود ، در یک شماره و بطورخیلی خلاصه جمع و جور می شود.

ولی به هر حال صفحه موفقیت همچنان خواندنی است.

چهره هفته که از قسمتهای جدید مجله است ، ایده خوبی است ، خوب هم کار می شود ، ولی بعضی وقتها ، شاید به دلیل بعضی ملاحظات موجود در جامعه به بعضی چهره ها که اتفاقا در طول هفته خیلی هم خبرساز بوده اند پرداخته نمی شود ، یک جور محافظه کاری که به نظر من اصلا خوب نیست.

بعضی وقتها می شود بیشتر انتقاد کرد ، می شود برخی ملاحظات را کنار گذاشت و شجاعانه تر حرف زد ، باور کنید اگر موضوع درست مطرح شود هیچ کس ایراد نمی گیرد.

این ملاحظه کردن ها و احتیاط های بی مورد خیلی اذیت کننده است.

ولی در عوض ، این موضوع در صفحات رویداد در هفته بخوبی جبران شده است.

صفحات رویداد در هفته واقعا خوب نوشته می شود ، مسائل مهمی انتخاب می شود ، و البته همشهری جوان  هم طنزنویسان ماهری دارد.

نوشتن به این سبک واقعا سخت است ، از سویی باید بار طنز بالایی داشته باشد ، از سویی نباید زیاد به خطوط قرمز نزدیک شد و از طرفی باید با یک انتقاد هم همراه باشد.

خلاصه اینکه صفحات رویداد در هفته عالی نوشته می شوند ، البته شاید اگر به صورت اشتراکی نوشته شوند خیلی بهترهم باشد. یعنی مثلا اقای راوندی در بخش های ورزشی و سینمایی و بنویسد و اقای ناظم بکایی و عمادی هم همچنین.

بخش ورزشی از نظر من ، از بخشهایی است که همیشه خوب نوشته شده است ، از انتخاب موضوعات و البته موضوعات ویژه تا نحوه نگارش مطالب و مصاحبه ها.

مخصوصا موضوع ویژه قبل از اغاز مسابقات المپیک که در مورد کاروان ایران نوشته شده بود واقعا عالی بود.

شاید به این دلیل که ان موضوع بصورت اشتراکی و توسط چند نفر نوشته شده بود.

ولی هر قدر که موضوع ویژه قبل ازالمپیک خوب کار شده بود، در مورد بعد از المپیک و تحلیل علل شکست کاروان ایران حرفهای زیادی ناگفته ماند و فقط به چند یادداشت کوتاه در مورد چند ورزشکار بسنده شده بود.

خبری از انتقاد از مدیران ارشد ورزش کشور که بدون شک عاملان اصلی شکست کاروان ایران بودند نبود.

در زمانی که حتی در برنامه های  صدا و سیما به صراحت از مدیران ورزش کشور انتقاد شد ، بسیاری از مجلات و روزنامه های ورزشی و حتی غیر ورزشی به حق از مدیران ورزش کشور انتقاد کردند ، انتظار از همشهری جوان خیلی بالاتر از این بود.

شاید بازهم به نوعی همان احتیاط و برخی ملاحظات.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:54 توسط هادی نجاتی |



نمی دانم چرا ، ولی فکر می کنم چند وقت است که فقط از روی عادت مجله را می خرم.

یعنی اینکه عادت کرده ام شنبه ها ( بعضی وقت ها هم پنج شنبه ها) از خانه بزنم بیرون ، همشهری جوان بخرم و در طول هفته هر موقع وقت کردم ورقی بزنم و مطالبش را نه مثل سابق دقیق و با شور و شوق ، بلکه سطحی و گذرا مرور کنم.

تا همین چند وقت پیش وقتی مجله به دستم نمی رسید ، کل شهر را زیر پا می گذاشتم ، بعضی وقتها چندین ساعت دنبال مجله می گشتم ، به همه روزنامه فروشی ها سر می زدم تا بالاخره مجله را پیدا کنم.

ولی حالا ، البته ببخشید ها ، اگر تا یکشنبه یا دوشنبه مجله به دستم نرسد ، دیگر بی خیال خرید مجله می شوم و زیاد خودم را به اب و اتش نمی زنم.

بعضی وقت ها که شماره های قدیمی مجله را مرور می کنم ، بیشتر حسرت می خورم، که چرا مجله محبوب من  افت کرده است.

البته این نظر شخصی من است ، شاید از دید سایر خوانندگان مجله، کیفیت مطالب بهتر هم شده باشد.

وقتی بخشهای مختلف مجله را مرور می کنم ، این سیر نزولی بیشتر به چشم می اید.

به نظر من یکی از مهمترین دلایل این موضوع این است که نویسندگان قدیمی مجله کمتر می نویسند یا اصلا نمی نویسند.

هر هفته با یک اسم جدید در مجله روبرو می شویم ، البته این خیلی خوب است که نویسندگان جوان و با استعداد در مجله مطلب می نویسند ، ولی قبول کنید این موضوع باعث افت کیفیت مطالب می شود.

خیلی از نویسندگان قدیمی همشهری جوان رفته اند و دیگر نمی نویسند.

واقعا دلم برای مطالب و یادداشتهای فوق العاده ایمان جلیلی تنگ شده است ، موضوعاتی که برای گزارش انتخاب می کرد و نحوه نگارش مطالبش عالی بود.

بخش اجتماعی با رفتن ایمان جلیلی بشدت افت کرده است.

البته بازهم تکرار می کنم ، این نظر شخصی من است و ممکن است خیلی ها موافق نباشند.

صفحه ادبیات یکی از صفحات محبوب من بود و البته هست.

وقتی به شماره های قدیمی تر مجله نگاه می کنم، ان وقت ها که احسان رضایی بیشتر می نوشت ، علی به پژوه می نوشت ، صفحه ادبیات یکی از قسمتهای درخشان و فوق العاده مجله بود ولی حالا که اقای رضایی دیگر نمی نویسد ، قسمت ادبیات واقعا افت کرده است.

قبول کنید نویسندگان جدید هرچه قدر هم با استعداد باشند، خیلی کار دارند تا مثل اقای رضایی و بقیه بچه های قدیمی مجله بنویسند.

صفحه موفقیت را همیشه می خوانم ، خیلی خوب است که اقای بی نیاز هنوز می نویسند، خوب هم می نویسند، دستشان درد نکند،ولی به نظر می رسد صفحه موفقیت جدیدآ با کمبود سوژه مواجه شده است. شاید بهتر باشد صفحه موفقیت هر چند شماه یکبار کار شود و در عوض به موضوعات مهتر بپردازد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:49 توسط هادی نجاتی |



۱۳)بررسی مشکلات و رویدادهای جهان در دو صفحه وظیفه ی  این قسمت است ، همشهری جوان سعی میکند به صورت کامل و خلاصه شده ( طوری که حوصله ی خوانندگان سر نرود )به بیان آنها بپردازد ، هر کدام از نویسندگان این صفحه توانسته اند با شیوه ی خاص خودمخاطبان را راضی نگه دارند.
14)میتوان گفت که صفحه ی ادبیات و کتاب در غیاب احسان رضایی و علی به پژوه ( که حضورشان به نسبت قبل کمرنگتر شده ) دچار افت محسوسی شده است ، یادداشتهای دم دستی و گاه نقدهای سطحی باعث شده است که کمیت خوانندگان این قسمت سیر نزولی پیدا کند ، شاید مرور زمان باعث  حل این مشکل شود اما بعید میدانم که نویسندگان جدید مجله بتوانند خود را به جایگاه احسان رضایی و علی به پژوه برسانند.
15)   در شماره ی بعد بخوانید ؟ جزو قسمتهای سر کاری مجله است ، وعده های داده شده اکثرا به فراموشی سپرده شده اند ، سوال مهم این است که کسی مجله را مجبور نکرده که پیشاپیش وعده بدهد تا در عمل باعث دلگیر شدن خوانندگان گردد.
16)جزو قسمتهای محبوب مجله که به لطف قلم خوب نویسندگان جوانش تا به اینجا موفق بوده است ٬تنها ایرادی که با آن وارد است تکرار بودن سوژه هایش است و اینکه بسیاری از افراد و شخصیتها در این معرفی ها نا دیده گرفته میشوند.
17)چه فیلمهایی در حال اکران هستند ؟ سریالهای در حال بخش کدامها هستند؟ کدام برنامه ی رادیویی مناسب است ؟ کتابهای تازه چاپ شده ی بازار کدامها هستند ؟ از بازار رایانه و موبایل چه خبر ؟
این صفحه به این سوالات پاسخ میدهد ، اما متاسفانه مطالب آن اکثرا برای خوانندگان شهرستانی ( که درصد زیادی از مخاطبان را به خود اختصاص داده اند ) غیر قابل استفاده است ، که باید فکری به حالشان کرد.
18)این صفحه با افت و خیزهای فراوانی روبرو بوده است ٬بهتر است این قسمت به صورت گاهنامه در مجله چاپ شود.
19)ایران ما کشور متنوعی است ، و هزاران جای نا شناخته و بکر دارد و صد البته هزاران جای شناخته شده را هم شامل میشود ، رازهای سرزمین من ، ما را به سفری چند لحظه ای به نقاط مختلف کشور دعوت  میکند ، عکسها و توضیحات آنقدر کامل هستند که باید حسرت بخوریم چرا تا به حال چنین جاهایی را ندیده ایم ؟
20)در یک نظر سنجی غیر رسمی با حضور خوانندگان ، این صفحه توانست از 100 نمره 80 نمره را به خود اختصاص دهد، و این نشان میدهد که صفحه ی گالری تا به حال موفق ظاهر شده است ، بنابراین باید یک تشکر ویژه از آقای ذوقی کرد که توانسته است این صفحه را همیشه بر مسیر  موفقیت نگه دارد.
21)نویسنده ای خارجی یا داخلی ، بازگیر ، شاعر ، روحانی و....هر هفته مهمان این صفحه میشوند ، گاه با گپ و گفتگویی دوستانه و گاه با متنی نوشته شده یا ترجمه شده !
اما تنها نقظه ضعف این صفحه عدم حضور دائمیش است که گاه با بی مهری مسئولان جای خود را به تبلیغات میدهد ، و همین عامل باعث اعتراض خوانندگان بی شمارش شده است .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:45 توسط حسین جعفریان |



7)در هفته ای که گذشت مهمترین و تاثیر گذارترین چهره های کشور چه کسانی بودند ؟ و علت این تاثیر گذاری چه بود ؟
چهره ی x هفته صفحه ای است که به این سوال مهم پاسخ میدهد ، هر چنداین صفحه هنوز در ابتدای راه قرار دارد ، اما در همین مدت کم هم توانسته است طرفداران بسیاری را برای خود دست و پا کند ،.سلیقه ی شخصی نویسندگان (که در بعضی از شخصیتها نمایان است ) تنها پاشنه ی آشیل این صفحه است ، که اگر سعی در رفع آن بر نیایند ممکن است باعث بی میلی و سرد شدن خوانندگانش شود.
8)خبررسانی در مورد یک موضوع روز و مطرح شده در کشور مربوط به صفحه ی گزارش است ، این صفحه با موضوعات متنوع و جنجالی خود توانسته است جایگاه مناسبی را بین خوانندگان پیدا کند ، گزارشهایی که با نگاهی بی طرفانه و کارشناسانه سعی در حل مشکلات و ارائه ی راهکار  دارد ، معلوم است که خبرنگاران این قسمت برای آن زحمت زیادی میکشند ، اما هنوز هم جانشینی شایسته برای ایمان جلیلی پیدا نشده است .
9)واقعیت این است که بعد از 182 شماره سوژه ها ی سبک زندگی در حال تمام شدن هستند ، و همین نکته باعث ضربه خوردن این صفحه شده است ، در حال حاضر جزو صفحات کم اهمیت مجله است ، و اگر فکری به حالش نشود همین تعداد خواننده را هم از دست خواهد داد.
10)صفحه ی سینما در دو بخش داخلی و خارجی سعی دارد با ارائه ی اطلاعات درست و دقیق در مورد فیلمهای در حال اکران و سریالهای در حال پخش و مصاحبه با عوامل آن ، به بررسی کارشناسانه ی آنها بپردازد ، گاه با برانگیختن حس نوستالوژی خوانندگان غوغا به پا میکند و گاه با سوژه های دم دستی همشهری جوان را به یک مجله ی زرد تبدیل میکند!عدم حضور نویسنده ای به نام سعید جعفریان هم زیاد به چشم می آید.
11)با ورق زدن چند شماره ی اخیر میتوان به این نکته ی ساده پی برد که صفحات موسیقی با آمدن نوید غضنفری جانی تازه گرفته است ، و تبدیل به یکی از قسمتهای موفق مجله شده است ، امیدوارم آقای غضنفری عزیز این روند رو به رشد را ادامه بدهند .
12)همه بر این باور بودند که با رفتن سیامک رحمانی صفحات ورزشی دچار افت شدیدی خواهند شد ، اما مهدی شادمانی با شایستگی نشان داد که جانشین مناسبی برای سیامک بوده و تا به حال با گزارشهای خود توانسته مخاطبان قبلی خود را حفظ کند ، گزارشهای ناب و دست اول شادمانی که گاه از خطوط قرمز جامعه  ی ما رد میشوند  که نشان از شجاعت شادمانی دارد نوید روزهای خوشی را  برای او میدهد که میتواند  همانند سیامک رحمانی به یکی از خبرنگاران محبوب مجله تبدیل شود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:29 توسط حسین جعفریان |



(( این را اول بگویم که داوری من درباره ی زمین و آسمان و هر چیزی که میان آنهاست ،هرگز یک داوری به اصطلاح (( بی غرض و بی طرف نیست )) من خواننده ای هستم که با همه ی غرضها و طرفداریهایم داوری میکنم .))
                                                        مهدی اخوان ثالث _ به نقل از کتاب حریم سایه های سبز _

1)اولین قسمتی که همیشه تو را به خود جذب میکند طرح های روی جلد مجله است ، که به لطف حضور محمد رضا دوست محمدی به شکل باور نکردنی خیره کننده از آب در آمده است ، هنز دوست محمدی در این است که میتوان با دیدن چندین باره ی طرحهای روی جلد نکات تازه ای را کشف کرد.
2)آیه یا حدیثی به همراه یک تصویر گرافیکی زیبا در همان ابتدای کار تو را به تامل وا میدارد ، گاه این احادیث چنان پر معنایند و مناسب حال که تا آخر هفته ذهن را به خود مشغول میکند.
3)همانطوری که از اسمش پیداست صفحه ای است برای بازتاب نظرات خوانندگان ! با مطالعه ی این صفحه میتوان پی برد که خوانندگان مجله در چه سطحی قرار دارند ، تنها ایرادی که  به این صفحات وارد است و اکثراخوانندگان نیز به آن اعترض دارند سانسور شدید نامه ها است که به بهانه ی کمبود جا انجام میشود.
4)در این قسمت هر بار تعدادی از نویسندگان مجله یا یادداشتهایشان شما را مهمان خود میکنند ، این یادداشتها بیانگر دغدغه های نویسندگانشان هستند، احسان رضایی با آن لحن غمبارش ، حبیبه جعفریان با نوشته های تلخ ، احسان ناظم بکایی با نوشته های نمکین ، احسان لطفی که انگار فقط میتواند به پیچیده ترین شکل ممکن دغدغه هایش را بیان کند ، محمد مهدی حاجی پروانه و آن نوشته های صمیمیش ، نفیسه مرشد زاده که همیشه امید را به تو یاد آوری میکند و ....
5)رویداد xهفته با نگاهی طنز به رویدادهای جامعه سعی در نقد آن دارد ، هر چندگاهی اوقات این طنز رنگ و بوی طرفداری دارد ، اما بررسی اجمالی نشان میدهد که این صفحات جزو صفحات محبوب مجله هستند که بین خوانندگان هم جایگاه ویژه ای  پیدا کرده است .
6)گوی و تمشکهای مجله از ایده آل خود فاصله ی زیادی گرفته است ، نیاز به یک خانه تکانی اساسی دارد ، وقتی کاری صمیمانه انجام نشود به دل خواننده هم نمیشیند ،  باید فکری به حال این قسمت شود ، گوی و تمشکهای  چند شماره ی اخیر باز بهتر از قبل شده است ، امیدوارم این روند ادامه داشته باشد .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:27 توسط حسین جعفریان |



سوال:اصلا چرا خواننده ی همشهری جوان شدی ؟


مشکل! دقیقا از جایی شروع شد که بین تمام مجله ها رسیدم به طناب همشهری جوان و به اون آویزون شدم. اولین سوالم از کسانی که همشهری جوان می خواندند این بود که مال کجاست؟ و همه می گفتند مال هیچ جا نیست! و من بسی شادمان شده و خریدمتان.

و بدبختی من از همین جا شروع شد! همچین که به یادداشتها می رسیدم (مخصوصا خانم جعفریان و آقای رضایی) اشکم می اومد دم مشکم( بس که خانم جعفریان عالی می نوشت و آقای رضایی گذشته ی ندیده ی ما رو چماق کرده بر فرقمان می کوفتند و داغ شکاف بین نسلهارو بر جگرمان می نشاندند.) حالا این داخلی بود! وقتی نوبت رویداد ها  می رسید گاهی ریز ریز و گاهی بلند بلند می خندیدم . و حتی جاهایی که عصبانیتم رو از جانب گیریها یا تخریب شخصیتی توسط ایادیه!! رویداد در هفته اعلام می کردم. مادرم سلامهای زیادی به شما می رساند!!!

همیشه گزارشها عالی و غیر منتظره است ولی گاهی سوژه ها فدای تعداد صفحات یا نبودن تحقیق درست و درمون می شود. و گله دارم از دوستان سینمایی و ادبیات به نظر شما تا این حد پرداختن به سینما و ادبیات جهان لازمه؟؟ اوایل سبک زندگی بیشتر به کارم می امد ولی این اواخر فقط می خوانم که بیکار نباشم. بقیه قسمت ها رو بنا به نیازم می خوانم.

ولی مهمترین چیزی که الآن بعد از دو سال دوست دارم به ان اشاره کنم این است که من همیشه سراغ چیزهایی رفتم که خنثی باشند . از محیط مدرسه و دوستان و جمع خانواده و محیط های مذهبی گرفته تا کتاب و مجله که این آخری شامل شما می شود. اوایل به این مو ضوع که مجله ی بی طرفی رو انتخاب کردم افتخار می کردم ولی مدتی میشود من شاهد بعضی تخریب ها به نام ظنز در صفحات رویداد در صفحه ِ اجتماعی سینمایی و ورزشی هستم. باور کنید احسا کردم به شدت رکب خورده ام. به من حق بدهید که حس کنم چون شما متعلق به سازمان خاصی هستید همیشه مرغ همسایه غاز است و مرگ خوب است برای همسایه و از این حرفها. دوست دارم همیشه از اینکه خواننده شما هستم به خودم افتخار کنم.  
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:20 توسط اعظم محمدی |




همشهری جوان

1- جلد

2- بسم الله

3- بازتاب ها

4- یادداشت

5- رویداد x هفته (اجتماعی، سینمایی، ورزشی)

6- گوی و تمشک

7- چهره x هفته

8- گزارش

9- سبک زندگی

10- سینما (داخلی، خارجی)

11- موسیقی

12- ورزش

13- جهان

14- ادبیات و کتاب

15- در شماره بعد بخوانید

16- روزها

17- راهنما (سینما، تلویزیون / کتاب، هنر، رایانه)

18- موفقیت

19- رازهای سرزمین من

20- گالری

21 مهمان هفته

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:5 توسط حسین جعفریان |